![]() |
![]() |
|
| گونش سونوب آی باتسادا ینه سنین عشقوی دنیزینده بیرجه گمی منم |
|
|
+ يازيليب
سه شنبه هفتم تیر 1384ساعت 0:54 توسط فخرالدین محمدی |
|
|
آرازام آخاجام نقدر واردی سویوم وار سویویوم تا نقدر واردی ائلیم آرازام موغانین من شانیم ، شهرتیم آخارام من بو ائلین چایلاغیام بومحبت ائلینه منچون آراز لازمدور بو آبادلیق دیارا نور، برکت لایق دور موغانین چوخدی چکن حسرتینی ئللردن موغانین چوخدی گزن سررینی دیللردن بو موغان نوردی گرک وار اولسون آرازی تک چایی وار ایللرله گرک واراولسون وار موغان تا نقدر واردی آراز بو ایکی نعمتی هیچکس بیر بیریدن آیراماز فخرالدین محمدی |
|
+ يازيليب
دوشنبه ششم تیر 1384ساعت 20:30 توسط فخرالدین محمدی |
|
|
پيشينه پارس آباد
در خصوص جلگه مغان كه پارس آباد در آن واقع شده است با توجه به تاريخ كهن روستاي اولتان و قلعه اولتان كه بتازه گي يافت شده است مي توان قدمت و تاريخ بيشتري را براي پارس آباد قايل شد.تاريخي كه در آن خاك زرين مغان دست به دست انسانها رد و بدل شده است و اكنون نيز به وارثان كنوني آن رسيده است . ازكتابهاي تاريخ چنين استنباط مي شود كه در عهد باستان ، اين ديار داراي آباديهاي زيادي بوده است كه از جمله آنها فروردين ، ارديبهشت و بنام ساير ماههاي سال بوده است كه بعدها به علت تغييرات زمين به كلي از بين رفته اند. در سال ۱۳۲۸ اين منطقه كه در آن پارس آباد قرار دارد بنام قوچ قشلاقي معروف بوده است . در اين منطقه عشاير مغان با ابتدايي ترين امكانات زندگي مي كردند. شغل آنها دامداري بوده و به عبارتي در اين منطقه كشت صورت نمي گرفته است . در همين ايام مطالعاتي در منطقه انجام مي گيرد و شركت شيار با مقصد احياي كشاورزي و زمين هاي زراعي تاسيس مي گردد. اين شركت در يوشان آباد كه بعد ها شاه آباد ناميده شد مستقر شدند. نام اين منطقه نيز انقلاب به جعفرآباد تغيير يافت . از اولين كارهاي اين شركت ايجاد راه شوسه ازاردبيل به مغان و تاسيس كانالهاي آب رساني در منطقه بوده است. اين شركت به عليرضاآباد كه بعدا به اسلام آباد تغيير نام داد انتقال داده مي شود. شركت پرسيون بعنوان پيمانكار تاسيسات آب رساني كارهايي را در اين زمينه به مرحله اجرا رسانده بود كه موسسه اي براي آموزش كشاورزان تشكيل داده مي شود. در كتاب دشت مغان در گذر زمان نويسنده آن چنين بيان داشته است كه : " اولين كانال آب رساني كه آبگير آن كمي بالاتر از عليرضاآباد واقع بود حدود چهارهزار هكتار از مزارع را مشروب مي كرد." دومين كانال آب رساني با ظرفيت بيست متر مكعب در ثانيه در سال ۱۳۳۷ به بهره برداري مي رسد. اما موفقيت اين كانالهاي آب رساني بر طبق پيش بيني انجام گرفته عملي نمي شود و بنابراين از ۲۸ هزار هكتار اراضي موجود فقط چهارده هزار هكتار به صورت ۱۲ عشاير زياد رغبت نشان نمي دهند و به دليل اتقبال كم از اين زمينها ، اكثرا روستائيان صاحب زمين مي شوند. رفته رفته كه تعداد داوطلب بيشتري براي تصاحب زمين پا جلو مي گذارند بنابراين اراضي موجود به صورت شش هكتاري و در مرحله سوم بصورت سه هكتاريتقسيم مي گردند. شركت شيار اولين تراكتورها را با نام تراكتورهاي زنجيره اي d6c و با سوخت نفت سفيد وارد منطقه مي كند. رفته رفته بنگاه عمران مغان وظيفه خود را به سازمان آب و برق مي سپارد و اين سازمان نيز بعد ها به دوقسمت مجزا تغيير ساختار داد و اكنون امور آب كار آب رساني منطقه را بعهده دارد. منبع :مغان ارس |
|
+ يازيليب
یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 14:53 توسط فخرالدین محمدی |
|
|
آغلیب یاندیراجام کل جهانی بیلیسن دیجم سروی رسوا ائدجم من ،بیلیسن
بوقراننیق گئجه نین صبحی ده وار قلبیوی سیخما دیجم گون چیخاجاق نور ساچاجاق سن بیلیسن اما هیچ فیکر ائله مزدیم بو قدر تئز گیده سن منی یالقیز بوراخیب یالنیز اوزون تک گئده سن اولاجاق بیر گونی کی سن ده گلیب یالواراسان دیه سن امانین بیرگونی دیرهادیراول سن گئده سن عشقوین آتشی زبحانه چکیر قلبیمده اوخورام نغمه ، غزل گونده سنه قلبیمده دوزدی چوخداندی سنین گورممیشم صورتوی ولی هر گون چکیرم شکلوی اوز قلبیمده سنین عشقوی دنیزی چوخ یکه دیر ،بیلیرم خطری چوخدی بیوک کوسه سی وار، بیلیرم یاغیشی ،دالغاسی حتی دنیزین یللری وار بو دنیز ایچره منم بیرجه گمی، بیلیرم لیلی سن ،منسه سنین مجنونونام ایلمه ناز گل منه ساری بو قدر ایلمه آز گل گوتور آیریلیقین سوزلرینی محفلدن کی بو سوزلرله گلیر آیریلیقین موسمی باز فخرالدین محمدی جدایی"فارسی" باگریه ام دل جهانیان راخواهم سوزاند،می دانی.بافاش کردن اسرارت تو رارسواخواهم کردمی دانی. این شب سیاه صبح خواهدشدنگران نباش.به خورشیدمی گویم طلوع کندونورخودرابگستراند،می دانی. اما اصلا فکر نمی کردم که به این زودی بروی.منو تنها بگذاری و خودت تنها بروی. روزی خواهد رسید که تو بیایی و بگویی که نکنه یه وقت تو از پیشم بروی. آتش عشق تو در دل من زبانه میکشد.هر روز نغمه وغزل در دلم برای می خوانم. درسته خیلی وقت است که صورت تو را ندیده ام.اما هر روز چهره تو را در دلم نقاشی میکنم. دریای عشق تو بسیار بزرگ است می دانم.خطرات زیادوکوسه ماهی دارد می دانم. باران،موجهای سهمگین وحتی طوفان داردودر این دریا تنها کشتی موجود من هستم. تولیلی هستی ومن مجنون توام ،نازنکن.به سوی من بیا واینقدر طمع نکن. بیاوبردار حرفهای جدایی را از محفل که با این حرفها دوباره موسم جدایی از راه می رسد.
|
|
+ يازيليب
یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 14:32 توسط فخرالدین محمدی |
|
|
آنا صحیفه الکترونیک پستي قاباقكي يازيلار |
| وبلاگين باره سينده |
حورمتلي گوروش ائدنلر
من فخرالدین محمدیم 1364اينجي ايلده آنادان اولموشام پارس آباد مغان شهرينده ياشييرام ودانشجوي كامپيوتریدیم × نظرلریزی صبیرسیزلیکله گوزلیرم × |
| پیوندهای روزانه |
|
عجیبه تیکیلی و ساختمانلار(عجیب ترین خانه های دنیا) امام زمان عاشیق لرینه بیر باغلانتی اصل پایستگی مساحت آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|